دخــــِِِِیـوارانـــهــ
لبخند دخترک کنار پنجره نشسته بود و لبخند می زد و کمی آنطرف تر پسرک جواب لبخندش را با فرستادن گل های رز می داد ...! نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۶ساعت
20:30 توسط کوثرمــ| |
برچسبها: کوثرنوشت
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمی
دخــــِِِِیـوارانـــهــ
فکر همیشه قبل از کارات فکرکنن ................................فقط همین! نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت
20:35 توسط کوثرمــ| |
برچسبها: فکر
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمی
دل
یعنی یه وقتایی آدم دلش خیلی میگیره اون موقع هاست که دوست داری تنها باشی و به خودت فکر کنی! و دلت میخواد که با خدای خودت راز و نیاز کنی ، دوست داری فقط گریه کنی و دوست نداری غیر از خودت و خدای بالاسرت ، کسی دلیل دل شکستگیتو بدونه ، اون جور موقع ها فقط میخوای زار زار کریه کنی.....!
برچسبها: کوثرنوشت, دل, شکسته
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 20:40 توسط کوثرمــ| |
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمی
دخــــِِِِیـوارانـــهــ
یکماه تا تولد 18 سالگیم یکماه دیگه 18 سالم میشه و رسما قانونی میشم ،به نظرم 18 سالگش خیلی سن خیلی خاصیه نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت
20:44 توسط کوثرمــ| |
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمی
♥★دخـتــری از جــنـســـ بـارانــــ★♥
دخــــِِِِیـوارانـــهــ
یلدا مبا
آخــــریـــــن شب عاشقانه تــــرین فصل سال مبارک ...
پاییز تمامـــــ شد و به بهـــــــــــــــــارش نرســــید!!!!!
پاییز نارنجی جایش را به فصل سپید داد...
برچسبها: کوثرنوشت, شب, یلدا
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت
15:13 توسط کوثرمــ| |
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمی